دیروز با تعدادی از دوستان که از احزاب مختلفی بودند در مورد میزان مشارکت و چگونگی عملکرد دولت در انتخابات گپی می زدیم. یکی از دوستان که دکترا حقوق دارد با استناد به قانون احزاب می گفت در بسیاری از حوزه ها برای ورود بیشتر افراد به مجلس قانون نادیده گرفته شده . قانون می گوید کسانی که 25 درصد آراء ماخوذه را دارند می توانند به مجلس بروند در حالیکه دولت صرفا 25 درصد اراء تایید شده را درنظر گرفته و این کار خلاف قانون است. بطور مثال درتهران فقط 9 نفر می توانستند به مجلس راه یابند در حالیکه تعداد اراء اعلام شده 1 میلیون 400 بوده و برای ورود مابقی نزدیک به 200 هزار رای باطل شده تا مابقی بتوانند وارد شوند. وی همچنین در مورد تبریز و چند شهر دیگر معتقد بود در تبریز صرفا پزشکیان رای قانونی لازم را آورده است. دوست دیگری از قول آقای انصاری می گفت که از فرمانداری یکی از مناطق تهران تعداد رای خودم را خواستم و حدود 40 هزار رای اعلام شد ولی وقتی پرینت از وزارت کشور خواستم دیدم 8 هزار رای برای من در آنجا منظور شده و دوست دیگری از عدم تمکین فرمانداری تهران از دستور وزیر کشور برای بازشماری اراء خبر می داد و دستور ریس جمهور برای عدم مداخله وزیر کشور می گفت. سرجمع شرکت کنندگان 44 درصد واجدین شرایط بود حالا فارغ از بحث رد صلاحیت ها و مسائل انتخابات بسیاری از عدم اعلام اراء خود و همچنین عدم مشخص شدن تعداد اراء هر فرد در هر صندوق خبر می داد. بسیاری تغییر وزیر کشور را برای انتخابات ریاست جمهوری نگران کننده می دیدند و دوستی به شوخی گفت که باید به افعی پناه برد.
دوستی از میانگین گرفتن از میزان مشارکت در کشور می گفت و درصد مشارکت را در کشور برای هر حوزه جمع می کرد و سپس تقسیم بر تعداد آن می کرد تا عدد 60 درصد بدست آید این هم از اعجایب ریاضی است که فرضا عددها فارغ از ضریب اهمیت و جمعیت با هم جمع می شوند و ضریب مشارکت ملی بدست می آید.
چندی پیش دوستی دیگر از کاشان می گفت که فرمانداری از 17 عامل صندوق 12 عامل را خود چیده و این عوامل در هدایت اراء پای صندوق چقدر موثر بوده اند در تحلیل انتخابات کاشان می گفت از 250 صندوق حداقل 5000 رای سرگردان برای کاندیدای مورد نظر فرمانداری رای توسط عوامل صندوق جذب شده که در نتیجه انتخابات موثر بوده است.
دوستی دیگر از جوک آقای تاج زاده می گفت که پیروز نهایی انتخابات را اصلاح طلبان خوانده بود و گفته بود که بازیشان را بهم ریختیم و گله داشت که او با اصرارش لیست را 30 نفری برای تهران بست.
کاشان بودم و پای صحبت یکی از دوستان اصلاح طلب و در شگفت از تحلیل پیروزی! در حالیکه کاندیدای اصلاح طلب 7 هزار رای آورده بود و نماینده پیروز 40 هزار رای و اینکه اصلاح طلبان شهر مان ده درصد آرا شهر را جذب کرده بودند و نمی فهمیدم که چرا اندکی در بحث هایش نقدی از خود نداشت. گفتم خوبی ماها این لست که هر نتیجه می گیرم باز به پیروزی و شکست طرف دیگر اذعان داریم
داستان اصلاح طلبان ما داستان آن پسرکی بود که رفت در محله ای و کتک مفصلی خورد و وقتی پا شد و داشت لباس هایش را می تکاند برای ضاربین خط و نشان می کشید که اگه یه بار دیگه سلام نکنید همین آش و همین کاسه!