تبليغاتX
نه چندان جدی! :: هادی کحال زاده


سه شنبه 18 تیر1387
18 تیر یادمون نرفته

۱۸ تیر ۷۸: شب جمعه ی بود و مهندس عبدالعلی بازرگان تازه از امریکا اومده بود. و توی جلسه دعای کمیل نهضت واقع در خیابان ژسیان جلسه توضیحی سفر ایشون و کارهای سیاسی و قرآنی ایرانی ها بود. ساعت ۱۲ یا ۱ بود که از پشت خوابگاه توی بزرگاه چمران ـ  همت اومدم خوابگاه و دیدم که بچه ها به رفت و امودهای مشکوک و غیر متعارفی که به سمت پایین می شه حساس شده اند. خوابگاه ما اگرچه جزیی از کوی بود اما بالای امیرآباد واقع شده بود از فردا مینی بوس ها هم قطع شدند و بچه های که عصر به کوی رفته بودند با کله بسته شده برای کمک به بالا اومدن اینجوری بود که من جمعه ۱۹ تیر فهمیدند این تحصن های که همیشه آروم بود و برای تخلیه انرژی ظاهرا این سری جدی شده و اوضاع خراب و اینجوری شد که شاهد یکی از بزرگترین حرکت های دانشجویی تاریخ دانشگاه شدم.

۱۸ تیر ۱۳۸۶:صبح که بیدار شدم اس ام اس صبح زودی که معمولا نشون دهنده اهمیت موضوع است رو خوندم و اون دستگیری شورای مرکزی تحکیم بود. و با خودم گفتم ای بابا کارمون دراومد باید دوباره کلی برنامه بذاریم و کلی مشکل!. ساعت ۹.۳۰-۱۰ بود که با بهرام توی ادوار صحبت می کردم کارمند ادوار گفته بود که دورور ادوار خیلی شلوغه و اوضاع خرابه اما بهرام جزیات بیشتری می گفت. البته من هم اطمینان داشتم که خبری نمی شه با عبدالله هم صحبت کردم به شوخی به عبدالله گفتم برادر بوی شهادت می دهی و اون هم به شوخی گفت ظاهرا بله و این شد. با بهرام صحبت کردم و گفتم کدوم مردی پیدا می شه که بیاد ادوار و اون گفت منه بیچاره اونجام که ناگهان صدای شکلیک تیر ها اومد و تهاجم وحشیانه ، ضرب و شتم و دستگیری و غارت ادوار و داستان های که ما می دونیم. دل هرایی هراس و نگرانی و....

۱۸ تیر ۱۳۸۷: مهدی دیشب خیلی ناراحت بود حق هم داشت دوستان دیگر هم ناراحت بودند امروز ۱۸ تیر و باید یه بار دیگه عکس های پارسال رو بذاریم روبرومون و بیاد بیاریم ۱۸ تیر و ۱۶ آذر و دانشگاه و تاریخ و آرمان و مبارزه و....

                فقط برای یادآوری پارسال

فقط برای یادآوری پارسال تا یادمون نره امروز ۱۸ تیره و یادمون نره همه مون.......

چند تا لینک هم از 18 تیر پارسال و از دستگیری بچه ها و رفقا و روزهای سخت

۱۸ تیر سال دیگه: من تا حالا زندان نبودم حجم بازجویی هم ۶ تا ۷ ساعت تجاوز نکرده و اونهم خیلی محترمانه، خیلی هم  هزینه ندادم و خیلی هم مدعی نیستم و نمی دونم آستانه تحملم چقدره و نمی تونم زحمت و مرارات ها و بفهمم. اخراج نشدم خانواده ام اذیت نشدند و همیشه با مشکل کمی فعاالیت کردم ولی به همه بخاطر زحمت شون بخاطر صداقتشون و مبارزاتشون احترام می ذارم و سر تعظیم فرود می اورم به همه هم نسلی هام هم که بیشتر از من زحمت کشیدند و خون جگر خوردن و زندان رفتن سر تعظیم فرود می اورم و برای همه نسل های شجاع حال و آینده هم که تلاش می کنند

+ [10:49 AM ]
دوشنبه 17 تیر1387
چند پرسش از انقلاب اقتصادی تازه

 یادداشتی نوشتم برای ادوار نیوز در مورد یارانه ها و به این نکته توجه کردم که پیش نیاز نقد و بررسی طرح نقدی کردن یارانه ها، توجه به سه موضوع اساسی است که این سه موضوع عبارتند از صلاحیت اجرایی دولت- زمینه های اجرایی طرح و استراتژی اقتصادی دولت است و به نظرم رسید که پیش از هر گونه اظهار نظر در مورد جزییات طرح ، بایستی این سه موضوع مورد توجه قرار بگیرد هر چند که بررسی جزیئات هم مفید و موثره اما نقش عمده با این سه موضوع است. در ادامه مطلب آنرا بخوانید 

 

چند پرسش از انقلاب اقتصادي تازه

 

 

مدتی است که طرح نقدي کردن يارانه ها به عنوان انقلاب اقتصادي ديگر از سوي دولت نهم طرح شده است.گويي نسل ما را گريزي از فهم اين انقلاب ها نيست و دولت نهم نيز عزمي جز تفهيم مفاهيم انقلابي براي نسل هاي انقلاب ديده و نديده ندارد و آشنايي و فهم ادبيات انقلابي در بستري از رفتار ، ايده ها و برنامه هاي انقلابي، قسمت نسل انقلاب نديده ي است که مطالبه اي جز اصلاح امور ندارد.


ادامه‌ی مطلب
+ [0:50 AM ]
شنبه 15 تیر1387
یه چیزه های درباره یارانه های نقدی

این روزها مشغول خوندن نظرات موافقین و مخالفین طرح یارانه های نقدی ریس جمهورم چند تا نکته در پست قبلی در این زمینه گفتم که ادامه می دهم.

مطلب آقای صادق الحسینی در روزنامه سرمایه با توجه به توان نگارشی و وبلاگ خوبش و مطالبی که در این زمینه می نویسه خوندنش جالبه. غالب دوستداران جریان نئوکلاسیک کشور با آقای احمدی نژاد در زمینه پرداخت های نقدی یا تغییر جهت یارانه ها موافق هستند و البته هم درسته و عموما توصیه به پرداخت نقدی یارانه حتی با پذیرش عوارض اون دارند.البته به فرض توان اجرایی و اجرای درست اون! این دوستان با این پیش فرض اقتصادی که دستکاری یا رهاسازی یا واقعی سازی قیمت ها الزامی است و باید به مکانیزم بازار مراجعه کرد و احترام گذاشت، واقعی کردن قیمت ها را لازم و یارانه ها را عامل تزاحم در کارکرد واقعی قیمت ها می دانند و خوب از بعد سیاسی هم توان بالای مالی دولت، خودش عامل تشدید سرکوب در ایرانه. اما نکاتی هست که باید به اونها هم دقت کرد

برنامه ریس جمهور مثل بستن یه ضبط مدرن روی یه ماشین ژیان پنچره .....


ادامه‌ی مطلب
+ [4:52 PM ]
یکشنبه 9 تیر1387
حق ما از انرژی
پرده اول: نفت این شاه کلید سعادت و بدبختی توی این دهه گذشته مسائل زیادی را برای کشور پیش آورده است  آمار قیمت سبد اوپک در طی ۱۲ سال گذشته :

             سبد نفتي اوپک طی 12 سال گذشته

دومین نمودار هم ریز وضعیت این سبد(که از ۱۲ نوع نفت اعضا تشکیل شده) که سبد اصفهان بهش می گن در یکسال گذشته  به نقل از  اوپک :

             آخرين تحولات قيميت سبد اوپک

ما تقریبا در بالاترین میزان تولید نفت چیزی معادل ۴.۲ میلیون بشکه در روز  تولید داریم که ۱.۶ اونرا تقدیم پالایشگاههای فرسوده کشور عزیز می کنیم برای۲۵۰ میلیون لیتر انواع فرآورده !( که البته مقداری از قبل این فرآورده ها درآمد ایجاد می شه که ما فرض می گیریم این درآمد هزینه پالایش را پوشش بدهد ).  می مونه ۲.۶ مابقی که اون را صادر می کنیم. چنانچه مبنای درآمد نفتی را متوسط ۱۰۰ دلار در سال گذشته بگیریم، ما چیزی معادل ۳۶۵ روز* ۲.۶ میلیون بشکه *۱۰۰دلار = ۹۵ میلیارد دلار درآمد داشتیم. البته ۶۰ میلیارد دلار هم می تونستیم داشته باشیم که بابت مصرف داخلی سوزوندیم. بنابراین ما توی سال گذشته ۹۵ میلیارد درآمد صرفا نفتی داشتیم که اگه حداکثر ۵۰ تای اونرا توی بودجه دولت آورده باشیم باید ۴۵ تایی مونده باشه، ظاهرا اگه شما پولی دیدید ما هم دیدیم و معلوم نیست کجا رفته یعنی آماری وجود ندارد. شاید هم بخاطر اینکه صندوق ذخیره ارزی قبلی لو رفته رییس جمهور از ترس اینکه کسی ندزده جای اون رو عوض کرده و به کسی هم نمی گه!

پرده دوم: رشد تقاضای برق توی ایران زیر ۱۰ درصد و رشد ساخت نیروگاهها بالای ده درصد در ساله. دولت خاتمی یکی از برنامه های خوبش توسعه نیروگاهها بود و در سال ۱۳۸۴ نیروگاههای موجود که ثمره دولت قبل بودند معادل ۳۷ هزار مگاوات عملی و معادل ۴۱ هزار مگاوات هم ظرفیت اسمی ما بوده که از ظرفیت عملی نیروگاهی ما توی اون سال ۶ هزار مگاواتش آبی بوده و بایستی براساس برنامه قطعی تا آخر ۸۶ هم معادل ۹۵۰۰ مگاوات(بدون بوشهر) به این ظرفیت اضافه بشه و ظرفیت حقیقی ما به ۴۶ هزار مگاوات برسه که تقریبا ۸ هزار مگاوات اون آبی باشه. اما ظاهرا این اتفاق نیافتاده و دولت به بهانه ضرورت واگذاری نیروگاهها به بخش خصوصی این ظرفیت را پیدا نکرده است.

یکی از موارد مورد توضیح توی پایان نامه ارشدم، موضوع طرح تثبیت قیمت ها بود که تازه در حال شکل گیری و اجرا در آن زمان بود و من اشاره کردم که اگه این کار اتفاق بیافته و ادامه پیدا کنه توجیه اقتصادی بسیاری از طرح های نیروگاهی از بین میره چرا که ثابت موندن قیمت فروش برق طی چند سال در حالیکه سر رسید وام های خارجی و افزایش هزینه ها وجود دارد بازدهی طرح را از بین می بره و نه دوت و نه بخش خصوصی رقبتی به اجرای این کار نخواهند داشت. چنانچه واقعا دموکراسی در ایران می بود و مردم قدرتی داشتند مبدعان این طرح بیچاره می شدند.

نکته بدی اینه که نه تنها ظاهرا این سرمایه گذاری صورت نپذیرفته بلکه اوج مصرف در ایران ۳۲ هزار مگاواته و ۳۸ هزار مگاوات هم ظرفیت واقعی و ظاهرا این امکان وجود دارد که با حذف کامل نیروگاههای آبی نیاز تامین بشه، ولی مشخص نیست آیا صادرات برق عامل این مشکله یا سوء مدیریت یا هر دو؟ تمام آمار من مربوطه به ترازنامه انرژی سال 1384 است و فرضم هم بر عدم ایجاد ظرفیت جدید ، که حتما ظرفیتی ایجاد شده و حداقل به ۴۰ هزار مگاوات ظرفیت عملی رسیده ایم. اما اگه همان مقدار سال ۱۳۸۴ را ثابت بگیریم و آبی را حذف کنیم باز یه چیزی زیاد می آید، حالا صادراتی وجود دارد یا نه معلوم نیست ولی در حرف های ضد و نقیض دولتی ها که مدام سعی می کنن آمار تولید رو کم و آمار مصرف را بالاتر از حد نشون بدهند چیزهای دیده می شه و  می شه چیزهای فهمید  نوروز به خوبی پرده از دروغ گویی و ناتوانی دولت نهم برداشته هر چند که تابناک پیشتر از عدم سرمایه گذاری در بخش برق توسط  دولت نهم گفته بود و برنامه دیشب مصاحبه با فتاح در کانال اول سیما، اشاراتی تلویحی به همه این موضوعات داشته

پرده سوم: انرژی هسته ای هم که صرفا باید ۱۰۰۰ مگاوات برق مارو تامین کنه یعنی یک چهلم، و نهایتا توی یک برنامه چند ساله قراره ۵ هزار مگاوات یعنی نهایتا کمتر از یک دهم برق ایران را تامین کنه! این اعدا بسیار ناچیز در حال حاضر، از همه چیز ما مهمتر شده و تمام شئون زندگی ما رو با خطر و تهدید و ناامیدی روبرو کرده.

نتیجه : تمام پرده اول برای پرده سوم باید خرج بشه تا به نتیجه پرده دوم برسیم. واقعا من نمی دونم اگه برق مهم بود چرا سرمایه گذاری نشد و طرح های گذشته رها شد و اگه مهم بود چرا حالا بی برقی؟ این همه تناقض، سوء مدیریت و ناتوانی و بی توجهی به منافع ملی تاکی؟ مگه ما چند سال زنده ایم و آیا واقعا تاریخ ایران و نسل های بعد از ما از عملکرد ما نخواهند گفت؟؟؟

+ [10:9 AM ]
جمعه 7 تیر1387
یارانه های نقدی
توی این چندروز که از مصاحبه احمدی نژاد در مورد یارانه ها وجراحی بزرگ در اقتصاد ایران می گذرد دوستان و یا اقوام سئوالاتی را در مورد داستان این یارانه ها می پرسند. هر چند که صادقانه به همشان گفتم اقتصاد دانشی پیچیده است و من حظ کمی از آن برده ام و ناوارد به آنم اما به همه جوابی مشابه داده ام.
اول انکه این کار در کلیت خودش امر لازمی است و حتی 50 هزار تومان آقای کروبی هم اگر به قشر خاصی پرداخت می شد چیز بدی نبود و به گمانم یکی از مقاصد احمدی نژاد از این کار خلع صلاح کروبی برای دور بعد است. کمااینکه طرح سهام عدالت نیز مشابه طرح هاشمی برای واگذاری ها بود. اما مهم اجرای درست هر ایده است. به نظرم می اید از چند منظر می شود داستان را دید:
  1. مهم ترین اصلی که برای هدایت و مدیریت یک سیستم وجود دارد و هر برنامه برای تحقق نیازمند انست اعتماد است. اگر دکتر به ما هر توصیه ای در مورد دارو یا روش مداوا داشته باشد و ما به او و روشش اعتماد کامل داشته باشیم او می تواند برنامه خودش را به پیش ببرد و نتیجه بگیرد. و اگر اعتمادی نباشد این اتفاق نمی افتد. مردم و طبقه متوسط و نخبگان جامعه به دولت هیچ اعتمادی ندارند و دولت نیز نشان داده که صلاحیت رهبری اجرایی کشور را ندارد. بنابراین بروکراسی و دیگز بخش های جامعه خوشبینی به کارهای دولت ندارد بنابراین خیلی نمی توان به عاقبت آن امیدوار بود.
  2. یارانه ها همانطوری که در یادداشت یارانه های سیاسی و دموکراسی هم اشاره شد به سه مدل قابل ارائه است. هدفمند باز و بازار که مدل هدفمند بیشتر مورد توجه است اما مشکل در شناخت جامعه  هدف است و به نظر نمی رسد چنین امکانی در ایران وجود داشته باشد که بتوان بطور واقعی اقشار محروم و دهکده های پایین درآمدی را تفکیک کرد لذا اگر بصورت دهکی مورد نظر باشد چنین امری محال است. جنانچه به همه اقشار پول داده شود نیز به چند دلیل وجود ندارد.
  3. اینکه هنوز معلوم نیست به کدام روش پرداخت می شود و اینکه چه میزان و چگونه خود می تواند مورد بحث باشد کدام دسته از کالا ها از سبد حمایتی حذف می شود مشخص نیست و اثرات تورمی آن چگونه مدیریت خواهد شد .
  4. بحث بر سر 2.4 میلیون بشکه نفت خام*100$*365 روز است که معادل 87 میلیارد دلار قیمت آن است و دولت انرا جهت مصلرف داخلی پالایش می کند و 250 میلیون لیتر فراورده نفتی روزانه بدست می آورد و به قیمت نازلی می فروشد است که این پول را دولت بدهد به خود مردم تا صرفا این حجم از یارانه به سه دهک بالای جامعه تعلق نگیرد است و به تعلق بگیرد و هر کسی بش از سهم خودش خواست برود و پولش را بدهد. در حالیکه این پول اگر سالانه تزریق شود چه تورمی دارد چه قدرت خریدی برای اقشار محروم ایجاد می کند و چه اتفاقی در ایران در سیاست اقتصاد و امنیت رخ می دهد قابل بحث است.
  5. اساسا این حجم از پول به صورت دلار است و چگونه می خواهیم آنرا بصورت ریالی بدهیم.
  6. اگر منظور دولت واقعی کردن قیمت ها است آیا دستمزدها هم در ایرران واقعی می شود بهای عوامل تولید مثل نرخ بهره چه؟ آیا نظام پولی ما قادر به هضم 87 میلیارد دلار هست یا نه در حالیکه بانک مرکزی به زور توان تزریق40 میلیارد دلار را دارد و بیش از همه اش تورم می شود
  7. مشکل دیگر موقعیت رکود تورمی است. عرضه کل اقتصاد در ایران کم کشش است و قاچاق و ورادات توانی محدود دارد ولی تقاضای کل ظاهرا حدی ندارد و رکود تورمی شدید و قفل کننده ای ایجاد می شود
  8. اساسا وقتی ادم ها ناوردی سیستم را راهبری می کنند دست کاری شرایط قبلی خود بسیار خطرناک است و معلوم نیست که چه می شود
  9. اما واقعا دعا می کنم دولت موفق به اجرای درست این طرح شود و بتواند وضعیت اقتصادی کشور را سامانی بدهد ارزو بر جوانان عیب نیست!
 
+ [2:0 AM ]
شنبه 1 تیر1387
دزدیدن رییس جمهور!

توی این چند روزه دیدم خیلی ها متعجب شدند از این خبری که ریس دولت نهم داده که می خواستند بدزدنش. دیدم که خیلی نامردیه ادم این حرف رو دروغ بپنداره!. هر کسی از ظن خودش از تابناک و بی بی سی گرفته تا رجانیوز هر کدام از یک منظری داستان را دیدند و البته به نظرم اصلا خنده دار هم نیست. ما توی کاشون وقتی بچه بودیم معمولا اگه کسی خیلی زرنگ بازی در می آورد و یا بقول تهرونی ها توی بازی جعل می کرد و رندی، بهش می گفتیم " خوشگلی مواظب باش ندزدند" در واقع به طعنه توهم طرف رو گوش زدش می کردیم اما من نمی تونم چنین چیزی روئ در مورد ایشون بکار بگیریم چون هم می تونه بعدا به عنوان توهین و افترا و دروغ به ریس دولت تلقی بشه و کلی دردسر برام داشته باشه و هم واقعیت نداره که ایشون خوشگله!

دوستی نوشته که دزدین ریس دولت در نیوریک راحتر بود تا بغداد و این داستنان رو نقد کرده اما این هم نیست چرا که به نظرم داستان درسته! چرا؟ چون ایشون یک نابغه است. وقتی همه جهان استکبار گرفتار مشکلات شدید شده و به زودی هم دچار فروپاشی می شه و ایشون دارن صدای این فروپاشی رو می شنون. وقتی ایشون با ید با کفایتش تورم ۷۵ درصدی به ۲۵ درصد تقلیل می دهد و وقتی که هزاران مشکل تلمبار شده ایران را حل می کنه و می فرمایند که ما مشکلاتمون خودمون رو باید زودتر حل کنیم تا نوبت حل مسائل جهان بشه و باید جهان رو تغییر بدهیم طبیعی است که هر کشوری که این نابغه رو در اختیار داشته باشه ببخشید هر کشوری که معجزه هزاره سوم در اختیار داشته باشه یعنی همه دنیا و کلید حل همه مشکلات رو خواهد داشت. بنابراین من هم نگرانم که یکی این معجزه هزاره سوم یا بقول آن بزرگوار آن پیامبر عصر جدید رو بدزد!

من اتفاقا خیلی جدی دارم می نویسم و اصلا هم شوخی ندارم کسی هم حق نداره به این متن بخنده و اتفاقا این یکی نه چندان شوخی است. هر که هم به من بخنده حسودیش می شه چرا هوشش مثل احمدی نژاد نیست!

+ [5:13 PM ]