تبليغاتX
نه چندان جدی! :: هادی کحال زاده


جمعه 30 فروردین1387
نگاهی به سیر سرمایه داری در کاشان

مشتي نمونه خروار

مدتي پيش در ميانه راه کاشان تا تهران گفتگوي با دوستي داشتم که هر دو ما يکدهه از  کاشان مهاجرت کرده ايم.گپي در مورد تغييرات چهره شهر طي اين دو دهه زديم و البته به نقش نماينده واقعي و کارآمد مجلس در پارلمان هم اشارتي کرديم. ذکري از مرحوم صالح(نماينده دوره 16 و 20 شوراي ملي) و مرحوم زعيم(نماينده دوره 1و4و5و6 شوراي ملي) شد و سخني از دلايل ماندگاري آن دو رفت و اينکه رمز ماندگاري آن دو ايستادگي بر سر منافع ملي و تاثير بر تحولات کلان ملي و تاکيد بر حقوق اساسي شهروندان، ايجاد آثار توسعه اي در شهر ، نيروسازي ، نهاد سازي و ارتقاء سطح کيفي سياسي شهر ، سامان معيشت مردم بود،که نشات گرفته از نگاه ملي و عرق مردمي شان بود.

 اين که تحولات رفتاري  و مدل زندگي در شهر روبنايي از تحولات اقتصادي و سير سرمايه داري در کاشان طي سه دهه و البته متاثر از تحولات ملي بوده است. و اينکه نگاهي به تحولات انباشت سرمايه درکاشان طي سه دهه گذشته، مسير خودرو و بي برنامه و به خود واگذاشته شده سرمايه گذاري ، بازگو کننده تحولات سياسي و اجتماعي شهرمان را مشخص مي سازد.

دهه 60 و سالهاي آغازين انقلاب، تحولات سياسي و امنيتي و جنگ ، دوره ثبات و تصلب بود . ثبات نيروهاي وفادار به انقلاب و سکون و سرکوب فعاليت هاي سياسي و مدني در شهر بود و دغدغه اي براي ساختن و رقابت اقتصادي چنداني وجود نداشت. نگاه ملي کردن صنايع و نفرت از بخش خصوصي و ترويج زندگي ساده و دوري از مصرف گرايي، آثار خدمات سرمايه داران بزرگي چون لاجوردي و تفصلي را  کم رنگ مي نمود و امکان شکل گيري يک بورژوازي توليدي را از بين مي برد.

 اما در ابتداي دهه 70 انباشت اندک سرمايه در طبقه متوسط شهر،  به پيوند بازار سنتي و صنعت منجر شد و موجي از ايجاد کارگاهاي زود بازده در بخش فرش ماشيني، چهره سرمايه داري و نماي کلان کاشان را تغيير داد. ساخت نخستين دستگاه فرش ماشيني در ابتداي اين دهه توسط کارگران فرش راوند به ايجاد صنايع کوچک در حوزه فرش ماشيني منجر شد. توجه و تمرکز سرمايه هاي کوچک در بخش فرش و صنايع مرتبط آن به رونق بازار اين صنعت و افزايش سرمايه و ارتقاء سطح فني ، شغلي و امنيتي شهر منجر شد و شکلي از خرده بوژوازي توليدي را در کاشان ايجاد کرد. موج اول سرمايه داري  در سايه ي عزم نوسازي( اقتصادي) ملي، اثرات خود را در اوايل دهه 80 نمايان ساخت. پيامدهاي مثبت و منفي  اين موج  به تغيير در آرايش اقتصادي و طبقاتي شهر، افزايش تجملات و فاصله طبقاتي و توجه بيشتر به حاشيه هاي شهر و نوعي تغيير در هنجارهاي سنتي  و انعطاف رفتاري کاشانيان منتهي شد. تغيير در ترکيب شهر سازي ، افزايش تقاضا و تغيير در سبد مصرفي و افزايش سهم کالاهاي لوکس در اين سبد، تغيير ترکيب  طبقه موثر بر تحولات شهر و.... نمونه هايي از اين تاثير است. اگرچه اين تغييرات را نمي توان تک علتي ديد و تابعي از تغيير مجموعه اي از پارامترهاي اجتماعي و سياسي منطقه اي و ملي است، اما بي شک تحول در سرمايه گذاري و ايجاد بنگاههاي کوچک زود بازده از موثرترين اين عوامل بود.  موج اول، تغييرات بنياديني در طبقه متوسط ايجاد نکرد بلکه انعطاف و توان اقتصادي اين طبقه را افزايش داد و ظرفيت هاي جديدي در اين طبقه ايجاد نمود. اگرچه طبقه متوسط به طبقه اجتماعي جديدي تبديل نشد اما حداقلي از اصالت رفتاري در حوزه اقتصاد و فرهنگ را در پي داشت. تقويت طبقه متوسط و جامعه کارگري خود به ارتقا منزلتي شهرنيز منجر شد. هر چند شرايط مساعد اقتصادي کشور و پا گيري ساير صنايع و بخش خدمات در کنار آن، و افزايش توان دانشي نيروهاي کار جديد،  جايگاه صنعتي شهر را بالا برد و بحراني که ممکن بود از پس کم رونقي کشاورزي در شهر ايجاد شود را تا حدي پوشش داد ، سمت عوامل توليد را از کشاورزي به صنعت کشاند.پشتيبان و لجستيک صنعت، بخش خدمات بود که پذيراي دانش آموختگان دهه 60 و 70 دانشگاهها بود و خدمات نيز بواسطه نياز و رونق صنايع،  رونق يافت.

 


ادامه‌ی مطلب
+ [2:29 AM ]
پنجشنبه 22 فروردین1387
انتخابات مجلس
دیروز با تعدادی از دوستان که از احزاب مختلفی بودند در مورد میزان مشارکت و چگونگی عملکرد دولت در انتخابات گپی می زدیم. یکی از دوستان که دکترا حقوق دارد با استناد به قانون احزاب می گفت در بسیاری از حوزه ها برای ورود بیشتر افراد به مجلس قانون نادیده گرفته شده . قانون می گوید کسانی که 25 درصد آراء ماخوذه را دارند می توانند به مجلس بروند در حالیکه دولت صرفا 25 درصد اراء تایید شده را درنظر گرفته و این کار خلاف قانون است. بطور مثال درتهران فقط 9 نفر می توانستند به مجلس راه یابند در حالیکه تعداد اراء اعلام شده 1 میلیون 400 بوده و برای ورود مابقی نزدیک به 200 هزار رای باطل شده تا مابقی بتوانند وارد شوند. وی همچنین در مورد تبریز و چند شهر دیگر معتقد بود در تبریز صرفا پزشکیان رای قانونی لازم را آورده است. دوست دیگری از قول آقای انصاری می گفت که از فرمانداری یکی از مناطق تهران تعداد رای خودم را خواستم و حدود 40 هزار رای اعلام شد ولی وقتی پرینت از وزارت کشور خواستم دیدم 8 هزار رای برای من در آنجا منظور شده و دوست دیگری از عدم تمکین فرمانداری تهران از دستور وزیر کشور برای بازشماری اراء خبر می داد و دستور ریس جمهور برای عدم مداخله وزیر کشور می گفت. سرجمع شرکت کنندگان 44 درصد واجدین شرایط بود حالا فارغ از بحث رد صلاحیت ها و مسائل انتخابات بسیاری از عدم اعلام اراء خود و همچنین عدم مشخص شدن تعداد اراء هر فرد در هر صندوق خبر می داد. بسیاری تغییر وزیر کشور را برای انتخابات ریاست جمهوری نگران کننده می دیدند و دوستی به شوخی گفت که باید به افعی پناه برد.
دوستی از میانگین گرفتن از میزان مشارکت در کشور می گفت و درصد مشارکت را در کشور برای هر حوزه جمع می کرد و سپس تقسیم بر تعداد آن می کرد تا عدد 60 درصد بدست آید این هم از اعجایب ریاضی است که فرضا عددها فارغ از ضریب اهمیت و جمعیت با هم جمع می شوند و ضریب مشارکت ملی بدست می آید.
چندی پیش دوستی دیگر از کاشان می گفت که فرمانداری از 17 عامل صندوق 12 عامل را خود چیده و این عوامل در هدایت اراء پای صندوق چقدر موثر بوده اند در تحلیل انتخابات کاشان می گفت از 250 صندوق حداقل 5000 رای سرگردان برای کاندیدای مورد نظر فرمانداری رای توسط عوامل صندوق جذب شده که در نتیجه انتخابات موثر بوده است.
دوستی دیگر از جوک آقای تاج زاده می گفت که پیروز نهایی انتخابات را اصلاح طلبان خوانده بود و گفته بود که بازیشان را بهم ریختیم و گله داشت که او با اصرارش لیست را 30 نفری برای تهران بست.
کاشان بودم و پای صحبت یکی از دوستان اصلاح طلب و در شگفت از تحلیل پیروزی! در حالیکه کاندیدای اصلاح طلب 7 هزار رای آورده بود و نماینده پیروز 40 هزار رای و اینکه اصلاح طلبان شهر مان ده درصد آرا شهر را جذب کرده بودند و نمی فهمیدم که چرا اندکی در بحث هایش نقدی از خود نداشت. گفتم خوبی ماها این لست که هر نتیجه می گیرم باز به پیروزی و شکست طرف دیگر اذعان داریم
داستان اصلاح طلبان ما داستان آن پسرکی بود که رفت در محله ای و کتک مفصلی خورد و وقتی پا شد و داشت لباس هایش را می تکاند برای ضاربین خط و نشان می کشید که اگه یه بار دیگه سلام نکنید همین آش و همین کاسه!
 
+ [6:10 PM ]
چهارشنبه 21 فروردین1387
نماز شکر و انرژی اسلامی هسته ای !

دیروز درو دیوار اداره پر شده بود از دعوت برای حضور در نمازخانه و خواندن دو رکعت نماز شکر برای انرژی هسته ای با خودم گفتم چه جالب راستی چه دعایی در قنوت خواهند خواند و به نظرم رسید که از این به بعد تابلوی به تاسیاسات نطنز خواند زد که با وضو وارد شوید و چند تا مهتابی سبز هم از ، اونها که در هر امامزاده ای می زنند، خواهند زد که اینجا جز اماکن مقدسه است.

اما دعا به گمانم باید می خوانند الهم دوّر سانتریفیوزنا و اغنی اورانیومنا به اعلی وجهه و ثبت تاسیسات نطنز و اراک نا و عجل و اعون لی فی افتتح نیروگاه بوشهرنا. الهم افتضح مخالفت سیاست هسته ای نا و اهلک عدونا فی شوری امنیتنا و افترغ بینه  فی موضه علی ایران و اهلک بوش و رایس و دیک چنی و هدانا تیم مذاکره سابقنا. الهم افتح  علینا ابواب علوم اتمی فی کل عالم و اخرج ورقنا فی شوری امنیت و ارجع علی شوری حکام. الهم انصر احمدی نجاد و اهلک حسین موسویان و افتضح اپوزسیونا فی کل انتخاباه و فی کل معارک سیاسه. الهم استجب دعنا ! ( هذه متن من ثقه الاسلام ملا هادی کحال)

ترجمه: خدایا سانتریفوژ های ما را بچرخان اورانیوم ما را غنی بفرما به بالاترین شکل ممکن. و پابرجا ساز تاسیسات نطنز و اراک و بشتاب و کمک کن در بازگشایی نیروگاه بوشهر. خدایا مخالفان سیاست های هسته ای ما را مفتضح کن و دشمنان ما را در شورای امنیت بکش و فاصله بنداز بین آنها در مورد ایران و هلاک کن این بوش و رایس و دیک چنی را و هدایت کن تیم مذاکر کننده سابق ما را . خدایا باز کن درههای تمام دانش هسته ای که در عالم هست رو ما و خارج کن پرونده ما را از شورای امنیت و بازگردان به شورای حکام. خدایا احمی نژاد را پیروز گردان و حسین موسویان را هلاک کن و مفتضح کن این اپوزسیون ما را در تمام انتخابات ها و تمام عرصه های سیاسی. خدایا دعای ما را مستجاب گردان

یادم افتاد از چند سال پیش محرم. هیاتی داریم که معمولا برای جذب مردم در برنامه هایش از چهرهای شناخته شده در مراسمش استفاده می کند و البته در بالای منبر میاندار یا همان ناظم هیات در هنگام ذکر چند جمله هم حرف سیاسی می زند و البته تعمدی خودش را به سادگی می زند. چند سال پیش در هیات وسط سینه زنی می خواند پروتکل الحاقی حق مسلم ماست! در زمانی که همه می گفتند ما انرا امضا نمی کنیم و فلان.. که این زور است و درحال مذاکره بودند و مدام می گفتند  انرژی هسته ای حق مسلم ماست این بنده خدا این دو تا را با هم غاطی کرد .و کنار هم گذاشت که پروتکل الحاقی حق مسلم ماست. همه اونهایی که می دونستند داستان چیه وسط هیات از خنده در رفتند و رفتند کنار و خود میاندار هم حال کرده بود که یه حرف تازه داره می زنه و همه هم سینه می زدند که پروتکل الحاقی حق مسلم ماست. خلاصه داستان مذهبی کردن انرذژی هسته ای هم جالبه!

+ [11:13 AM ]
سه شنبه 13 فروردین1387
سال نو و دوستان دربند و تبریک
اول سال نو رو به همه تبریک می گم هر چند دیر اما بالاخره ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است. انشالله برای همه سالی پر از خیر و خوبی و خوشی و توفیق و کامروایی و کلی چیزهای خوب باشه.
دوم  لایکلف الله نفسا الاوسعها و من وسعی جز نوشتن  و یادآوری و گفتن جاتون خالی ندارم نه همتی بود که سال تحویل برم پشت در زندان و نه فرصتی و نه مکنتی و قدرتی که مانع از ظلم بشم و نه جراتی که بقیامم که هی ظلما بی خیال دوستان ما شید فقط یاد همه رو گرامی می دارم و آرزو می کنم همه بچه های در بند و زندان آزاد بشند توی این سال جدید و یک عکسی رو دزدیدم تا یاد دوستان رو گرامی بدارم اگه این سیستم بلگفا رخست بده البته و بال بیاره
     
          

البته عکس علی درخشنده نیست ولی امیدوارم هم علی و هم ابولفضل و هم بچه های پلی تکنیک از این شر و گرفتاری نجات پیدا کنند. البته امیدوارم اگه منم امسال قرعه زندان بنامم دراومد و از خدمتمون مرخص شدم زبونم لال یاد ما هم باشید!
+ [11:26 PM ]